چشمان که بردلم شررزد آنروز
گفتم دلکم حذرحذر بر گردیم
من آمدم و دلم نیامد آن روز
چشمان که بردلم شررزد آنروز
گفتم دلکم حذرحذر بر گردیم
من آمدم و دلم نیامد آن روز
زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست
ای همنفس گرامی من ای شورحیات زندگانی من
هم با تو سکوت مرگزااست هم بی تو کلام بی گذاراست
بجای ایجاد کردن بگویید پدید آوردن
بجای بذله گو بگویید شوخ
بجای بر قرار بگویید پایدار – استوار – برپا
...
بجای به اتفاق بگویید همراه
بجای به کرات بگویید بارها
بجای به وجود آوردن بگویید پدید آوردن
بجای بی خبر بگویید سرزده
بجای بی نظیر بگویید بی همتا – بی مانند
بجای بیان کردم بگویید باز گو کردن
بجای تاثر آور بگویید دل خراش
بجای تاسیس بگویید پایه گذاری
بجای تالم بگویید اندوه
بجای تجزیه و تحلیل بگویید موشکافی
بجای حساس بگویید دل نازک
بجای حسود بگویید چشم تنگ
بجای حصار بگویید دیوار
بجای حکم بگویید دستور
بجای حکمیت بگویید داوری
بجای حول و حوش بگویید دوروبر
بجای حیثیت بگویید آبرو
بجای خاطرخواه بگویید دلباخته
بجای خرابی بگویید ویرانی
بجای خطی بگویید دستنویس
بجای خیر مقدم بگویید خوش آمد
بجای دایم بگویید همیشه
بجای در حال رشد بگویید رو به پیشرفت
بجای دستورالعمل بگویید دستور کار
بجای ذخیره بگویید اندوخته
بجای ذکر بگویید یاد
بجای ذیل بگویید زیر – پایین
بجای زاهد بگویید پارسا
بجای مملکت بگویید کشور
به جای اتومبیل بگویید خودرو
به جای احتیاج بگویید نیاز
به جای اخاذی بگویید زور گیری
به جای ازدواج بگویید زناشویی
به جای افتتاح بگویید گشایش
به جای افتضاح بگویید رسوایی
به جای اقامت بگویید ماندن
به جای اکتشافات بگویید یافتگاه
به جای ایده آل بگویید آرمانی
به جای ایده آلیسم بگویید آرمان گرایی
به جای بالا جبار بگویید به ناچار
به جای به لحاظ بگویید از دید
به جای به موازات بگویید هم راستا
به جای تردد بگویید آمد و شد
به جای تشکر بگویید سپاس
به جای تصادف بگویید بر خورد
به جای تظاهر بگویید خود نمایی
به جای تظاهرات بگویید راه پیمایی
به جای تعدای بگویید شناری- چندی
به جای تغییر کرد بگویید دگرگون شد
به جای حسابگر بگویید دور اندیش
به جای حماسی بگویید پهلوانی
به جای خارج بگویید بیرون
به جای خارجی بگویید بیگانه
به جای داخل بگویید درون
به جای در صورتی که بگویید چنانچه
به جای سلسله بگویید جبال رشته کوه ها
به جای غیر ممکن بگویید نشدنی - نا شدنی
به جای قابلیت قسمت بگویید بخش پذیری
به جای متشکرم بگویید سپاسگزارم
به جای مثمر ثمر واقع شد بگویید به کار آمد
به جای محروم بگویید بی بهره
به جای مذکر بگویید نر
به جای مرکز تحقیقات بگویید پژوهشگاه
به جای مشاهیر بگویید نام آوران
به جای معروف بگویید سر شناس
به جای مقداری بگویید اندکی - چندی
به جای مقدور بگویید شدنی
به جای مناره بگویید گلدسته
به جای منقل بگویید آتشدان
به جای مونث بگویید ماده
فارسی را پاس بداریم ....![]()
می نویسم امروز یک حقیقت یک راز
چه کسی میدانست وقت مرگ سهراب
خود خبر داده بودوقت رفتن شده است
وقت دل کندن از این عالم خاکی شده است.
یادتان نیست که سهراب چه گفت
قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از این خاک غریب
آری آن روز که سهراب
نوشت قایقی خواهم ساخت
خبر از رفتن داد
خبر از رری گل به هنگام خزان
و خزان ایان بود و خاموشی ساعت عمر
ساعت عمر کسی که خودش میفرمود
تا شقایق هست زندگی باید کرد
همه فکرش رفتن همه قلبش ماندن
عاقبت راهی شد قایقش را هم ساخت
اما نفهمید کسی
وقت مرگ مرگ سهراب
اسمان ابری شد
آب در یک قدمی هم خشکید
و شقایق هم مرد... «غریبه ی شهر»
یکی زین چاه ظلمانی برن شو تا جهان بینی
تو یک ساعت چو افریدون به میدان باش تازان پس
به هر جانب که رو آری درفش کاویان بینی
همه گفتند باما آشنا بود
ولیکن کس ندانست این مسافر
چه گفت و باکه گفت از کجا بود
Alice :Hello" I’m Alice.
Magie: Hi "My name"s Magie.
How do you spell your name ?
Magie: It is M-A-g-i-e.
Alice :Alice "this is my friend Betty Smith.
Nice to meet you Mrs Smith.
Betty : please call me Betty.
Alice :Are these the new students from Germany ?
Magie:No, I think, they are from canada
Alice :Magie ,who"s David ?
Magie : David is over there . He is wearing a whit e shirt .
Let me introduce you toخhim.
Magie : david ,I" ll kike you to meet Alice .
David : ,Nice to meet you ,Alice .
Alice : Nice io meet you too;
Magie Alice 'Are you free on Friday?
There is a good film at the film forum?
Alice ; oh I "d love to go .what time ?
Magie : At eight fifteen .
Alice': I'll see you then .
Magie :ok ,bye .see you later GOOD LUCK!
دست دل دام فریاد گرفت
آن روز که ترا اشک فشان می بردند
آن روز خدا هرچه به مادادگرفت
در عشق جه لفظ هاست اندوختنی
ای بی خبر از سوخت و سوختنی
عشق آمدنی بود نه آموختنی