زیباترین حکایت تاریخ
کریم السجایا جمیل الشیم نبی البرایا شفیع الامم
امام رسل ٬ پیشوای سبیل امین خدا ٬ مهبط جبرئیل
شعر زیبایی است از استاد مسلم شعر فارسی ٬ شیخ اجل سعدی ٬ که دانش آموزان علوم انسانی نیز با بخشی از آن در کتاب ادبیات سال سوم خود آشنا می شوند .هر وقت این ابیات را سر کلاس می خوانم لذت می برم و غرق در باریک بینی و کلام رسای سعدی می شوم که بعد از ۸۰۰ سال هنوز شیوایی خود را دارد ٬ اما متأسفانه دانش اموزان با همه ی تلاش من چندان نگاه مثبتی به این شعر ندارند .
می دانید فکر می کنم برای توصیف پیامبر نگاهی جدید و زبانی جدید لازم است . به عبارت دیگر هر چند که معتقدم در ادبیات فارسی شعر کلام سعدی حرف اول را می زند اما به عینه می بینم که نو جوان و جوان امروزی را نمی توان به یاری این ابیات با ارزشمند ترین مخلوق جهان آشنا ساخت . بعضی ها معتقدند این کار کتاب های دینی است و وظیفه ی کتاب ادبیات معرفی این بزرگ نیست اما من به تجربه دیده ام که بچه ها در کلاس ادبیات بیشتر و بهتر با آموزه های دینی کنار می آیند و براستی مگر ادبیات ما را می توان از اعتقادات مذهبی مان جدا کرد؟!
روی همین اصل بخشی از نوشته ی آقای مهدی چهل تنی ٬دایی ار جمندم ٬را در معرفی این بزرگ در اینجا می آورم هر چند که نگاهش ادبیاتی نیست
همیشه خوشرو و نرمخو و بسیار نظیف و پاکیزه و غالبآ متبسم بود .هرگز احدی را مذمت و سرزنش نمی فرمود و لغزشها و عیوبشان را جستجو نمی کرد.فریاد و پرخاش و فحاشی و عیب جویی از ساحت پاکش دور بود٬ چنان که هرگز کسی را با کلام خود نیازردو فرمود: خداوند مردمان کینه توز ٬ بخیل ٬ بدخوی و بدزبان را دشمن می دارد .
در نظر آن بزرگ ٬ حرمت خونها و آبرو ها و اموال مردم عظیم بود٬ آن چنان که می فرمود: نخستین امری که میان مردم در دادگاه قیامت مورد بررسی قرار می گیرد خونهاست.
وفرمود:هر کس از آبروی برادرش دفاع کند خداوند در روز قیامت آتش دوزخ را بر او حرام گرداند.
آن چنان در حفظ حرمت انسانها کوشا بود که روزی دزدی را به حضورش آوردند و شاهدی شهادت داد که من این مرد را دیدم که این چیز ها را می دزدید .رسول خدا (ص) فرمود:چرا نگفتی او را دیدم که آن را برمی داشت؟
آن چنان عدالت با روح پاک و فطرت مطهرش آمیخته بود که فرمود : در روز قیامت ساعتی بر قاضی عادل می گذرد که آرزو می کند ای کاش درباره ی خرمایی میان دوکس حکم نمی کرد.
چگونه ممکن بود محمد (ص) بر انسانی ستم روا دارد که وقتی شتر گرسنه ای را دید فرمود : صاحب این شتر کجاست؟ به او بگویید تا برای مخاصمه و باز پرسی فردای قیامت آماده باشد.
آنچه در روزگار تنهایی مکه گفت در مدینه عمل کرد وآنچه در مدینه عمل کرد هر گز خلاف تعهد و سنت و آیین او نبود .با مردم بسیار صادق و صمیمی بود و اصحابش را از جاسوسی و خبر چینی نهی می فرمود. *
*هزار و یک حکایت تاریخی٬ جلد دوم